PDA

View Full Version : سریال جومونگ


مهرداد گلیایئ
01-19-2009, 23:13
سریال افسانه جومونگ
6DVD
زیرنویس فارسی
قط کاربرانی که ثبت نام کرده اند می توانند لینکها را مشاهده کنند .
فرمت RMVB قابل اجرا بر روی کامپیوتر
کیفیت بسیار عالی
سریال افسانه جومونگ با بازی زیبای سونگ ایل گوک بازیگر کره ای که نقش مقابل گونگ بوک در سریال امپراطور دریا را بازی کرده این روزها مورد توجه مخاطبان ایرانی قرار گرفته است. اغلب بازیگران این سریال در سریالهای جواهری در قصر و امپراطور دریا بازی کرده اند. برای مثال سونگ ایل گوک در نقش پرنس جومونگ - بانو چوئی (جواهری در قصر) و ....

قط کاربرانی که ثبت نام کرده اند می توانند لینکها را مشاهده کنند .

این سریال در 81 قسمت بر روی 6 دی وی دی با فرمت RMVB و کیفیت تصویر عالی در اختیار شما عزیزان قرار می گیرد. نسخه زیرنویس فارسی آن تهیه شده و در اختیار شما قرار میگیرد.

قط کاربرانی که ثبت نام کرده اند می توانند لینکها را مشاهده کنند .

خلاصه سریال:
جو مُونگ بنیانگذار گُوگوریو در سال ۳۷ قبل از میلاد بود. او پسر ژنرال هه مُوسو و بانو یو هوا بود و نزد شاه گئوم وا بزرگ شد.امپراتوری گوجوسون کره به دست امپراتوری هان چین می‌افتد. تنها چیزی که باقی می‌ماند تعدادی پادشاهی کوچک که چاره‌ای جز آرام گرفتن در برابر امپراتوری چین را ندارند. در این سریال چینی‌ها نقش بیرحمی دارند و سلاح‌های آهنی جدیدشان، از قبیل زره پوش‌ها را روی اسیرهای فراری کره‌ای امتحان می‌کنند. هه موسو، جنگجویی شجاع، با همراهی گئوم وا، ولیعهد بویو، گروهی را برای مقابله با بیرحمی‌های چین تشکیل می‌دهد، دامول گون (ارتش دامول) گروهی از سربازها که از فراری‌های گوجوسون دفاع می‌کنند. هه موسو در مبارزه‌ای با سربازهای چینی زخمی شده و فرار می‌کند. بانو یو هوا، پرنسس قبیله هه‌بک او را شناور در آب و نیمه جان پیدا کرده و از او مراقبت می‌کند. آنها کم کم به هم علاقه‌مند می‌شوند، ولی چینی‌ها همچنان به دنبال هه موسو هستند و وقتی از پناه دادن بانو یو هوا به هه موسو باخبر می‌شوند، تمام قبیله هه‌بک را ویران می‌کنند. او فرار کرده و در طول راه با کاروانی از قبیله گیه‌رو روبرو می‌شود. رییس کاروان، یون تابال، که همینطور حکمران قبیله گیه‌رو است، به او پیشنهاد کاری در کاروان می‌کند. وقتی یون تابال در گفتگویی که بین آنها می‌شود، شوکه شدن مهمانش را بعد از شنیدن خبر نابودی قبیله هه‌بک می‌بیند، مظنون می‌شود که خود مهمانش هه موسو باشد. روز بعد کاروان به خاطر درد زن یون تابال که باردار بوده متوقف می‌شود و در همین هنگام راهزان‌ها با کاروان حمله می‌کنند و هه موسو کمک کرده و با راهزن‌ها مبارزه می‌کند. کاروان نجات پیدا می‌کند و دختر یون تابال، سُو سونو به دنیا می‌آید